عبور از جمهوری اسلامی با اپوزیسیونِ پراکنده محقق نمی‌شود

این بخش به نخستین مسئلهٔ حیاتیِ گذار می‌پردازد: چگونه می‌توان از نیروهای پراکنده، بی‌اعتماد، و متکثرِ مخالف، به یک ائتلافِ پایدار، معتبر، و قابل‌هماهنگی برای عبور از جمهوری اسلامی رسید.

هدف این بخش فقط کنار هم نشاندنِ نیروها نیست؛ هدف، ساختنِ یک نیروی آغازگرِ ضدانحصار است که بتواند هم ائتلاف را از فروپاشیِ زودهنگام حفظ کند و هم برای آغازِ گذار، مذاکره، تصمیم‌گیری، و استقرارِ رهبری موقت، مبنایی روشن و قابل اعتماد فراهم آورد.

سند نخست

سند مؤسس گذار و پیمان ملی

این سند برای خلقِ «نقطهٔ صفرِ مشروعیت» طراحی شده است: یعنی همان لحظه‌ای که نیروهای حاضر در گذار، پیش از ورود به قدرت، به‌طور رسمی و الزام‌آور متعهد می‌شوند که در چارچوبِ رقابت برابر، طرد خشونت، و شفافیت سیاسی و مالی عمل کنند.

نگرانی‌هایی که این سند به آن‌ها پاسخ می‌دهد

  • خطرِ تبانیِ پنهان با حاکمیت، نیروهای ریزش‌کرده، یا بازیگران خارجی
  • فقدانِ مشروعیتِ پیشینی برای دولت موقت و نهادهایِ انتقالی
  • خطرِ فروپاشیِ فوریِ توافق و بازگشت به منطقِ «هر گروه برای خود»
  • تهدیدِ جانی برای فعالانِ داخل کشور که نمی‌توانند علناً در فرآیند حاضر شوند
  • ترس از بخشش‌های پنهان و نامحدود به عاملانِ جنایاتِ سنگین در جریانِ مذاکراتِ انتقال قدرت

هدف این سند چیست؟

  • خلقِ مبنای اولیهٔ مشروعیت برای آغازِ چارچوب حقوقیٔ گذار
  • متعهد کردنِ نیروهای حاضر به قواعد مشترک پیش از ورود به قدرت
  • انحصارشکنی در مذاکراتِ انتقال قدرت و بستنِ راهِ معامله‌های پنهان
  • تفکیکِ روشنِ «دارندگان نقش» از «امضاکنندگانِ پشتیبان»
  • ایجادِ سپرِ حقوقی و عملیاتی برای حضورِ نیروهای داخل کشور

یک نکتهٔ کلیدی

این سند صرفاً یک بیانیهٔ سیاسی یا اخلاقی نیست. نقش آن این است که پیش از تشکیلِ کاملِ نهادهایِ گذار، یک قراردادِ الزام‌آور میانِ بازیگران بسازد؛ قراردادی که هم مبنای مشروعیتِ آغازین را فراهم کند و هم خطوطِ قرمزِ عبور از قدرتِ پیشین را از همان ابتدا روشن سازد.

متن کامل سند

متن تفصیلیِ این سند شامل قواعدِ مشروعیتِ پیشینی، متنِ پیمان، دفاترِ ثبت امضا، حدودِ شورای هماهنگی موقت، قواعدِ مذاکراتِ انتقال قدرت، محرمانگیِ مشروط، و ترتیباتِ هیئتِ داوریِ موقتِ پیمان است.

پروتکل اول

پروتکل اعتبارسنجی، تشکیل بلوک‌ها و امضای پیمان ملی

این پروتکل می‌کوشد اپوزیسیونِ پراکنده، بی‌اعتماد، و فاقدِ معیارهای روشنِ همکاری را به یک ائتلافِ ساختارمند، متکثر و کارآمد تبدیل کند؛ ائتلافی که بتواند نقشِ ائتلاف گذار را بر عهده بگیرد. منطق آن این است که پیش از هر دولت موقت و پیش از هر قانون اساسی جدید، باید روشن شود چه نیروهایی با چه قواعدی کنار هم می‌آیند و چگونه یک هستهٔ آغازگرِ مشروع برای گذار شکل می‌گیرد.

این پروتکل به چه نگرانی‌هایی پاسخ می‌دهد؟

  • ناتوانی در تشکیل یک ائتلاف گسترده و پایدار
  • ترس از حذف یا قبضه شدنِ ائتلاف توسط یک جریان یا طیفِ قوی‌تر
  • فرسایشی شدنِ مذاکرات و از دست رفتنِ زمانِ طلایی
  • نبودِ معیار روشن برای تشخیص نیروهای معتبر از مدعیانِ کم‌وزن
  • حاشیه‌ماندنِ فعالان مستقل، نیروهای مدنی، یا چهره‌های داخل کشور

هدف این پروتکل چیست؟

  • جایگزین کردنِ چانه‌زنی‌های مبهم و پشت‌پرده با قواعد شفاف و عینی
  • ساختنِ یک ائتلافِ متکثر که هیچ جریان واحدی نتواند آن را مصادره کند
  • سازماندهیِ نیروهای مختلف در قالبی که هم کارآمد باشد و هم ضدانحصار
  • ایجادِ یک شورای هماهنگیِ محدود و مشروع برای آغازِ فاز صفرِ گذار

چهار بلوکِ اصلی این پروتکل

برای مهارِ شکاف‌های عمیقِ سیاسی و هویتی، این پروتکل مخالفان را در چهار بلوکِ اصلی سازماندهی می‌کند. هدف از این معماری، حذفِ اختلاف‌ها نیست؛ هدف، قابلِ اداره کردنِ آن‌ها در یک چارچوب مشترک است.

۱
بلوک پادشاهی‌خواه نیروها و جریان‌هایی که از مدلِ پادشاهیِ پارلمانی یا اشکال نزدیک به آن دفاع می‌کنند.
۲
بلوک جمهوری‌خواه نیروها و جریان‌هایی که از الگوهای مختلفِ جمهوری دفاع می‌کنند و خواهان رقابتِ جمهوری در زمینِ برابرند.
۳
بلوک مدنی، صنفی و حقوق‌بشری تشکل‌ها، شبکه‌ها، و نیروهایی که ریشه در جامعهٔ مدنی، مطالبات صنفی، آزادی‌های مدنی، و حقوق بشر دارند و نمی‌خواهند صدایشان در رقابتِ صرفاً حکمرانی‌محور گم شود.
۴
بلوک نیروهای منطقه‌ای و هویتی احزاب و نیروهایی که مطالباتِ سرزمینی، زبانی، قومی، یا هویتی را نمایندگی می‌کنند و حضورشان برای جلوگیری از تمرکزگراییِ طردکننده ضروری است.
این بلوک‌بندی برای حذفِ اختلاف‌ها طراحی نشده است؛ برای این طراحی شده که اختلاف‌های واقعی، به‌جای آنکه کلِ فرآیند ائتلاف را منفجر کنند، در قالبی روشن و ضدانحصار سازمان پیدا کنند.

متن کامل پروتکل

متن تفصیلیِ این پروتکل شامل مواد، تعاریف، نظام امتیازدهی، قواعد تشکیل بلوک‌ها، آیین اعتراض، و ترتیبات حقوقیِ امضای پیمان ملی است.

پروتکل دوم

پروتکل انتخاب رئیس دولت موقت

این پروتکل برای انتخابِ شخصی طراحی شده که باید دولت موقت را در حساس‌ترین مرحلهٔ آغازِ گذار اداره کند؛ نه به‌عنوان رهبرِ سیاسیِ یک جناح، بلکه به‌عنوان مدیرِ اجراییِ فراجناحی، تکنوکرات، و محدود به مأموریتِ انتقال.

نگرانی‌هایی که این پروتکل به آن‌ها پاسخ می‌دهد

  • بن‌بست در انتخابِ دولت آینده و فروپاشیِ ائتلاف در همان آغاز
  • مصادرهٔ فرآیند تدوین قانون اساسی توسط مجریانِ دولت موقت
  • بالا آمدنِ چهره‌های رادیکال، قطبی‌ساز، یا وابسته به یک جناح خاص
  • ناتوانی در جلبِ اعتمادِ بدنهٔ جامعه و فراهم کردنِ امکانِ خروجِ کم‌هزینه‌تر برای لایه‌های مردد

هدف این پروتکل چیست؟

  • انتخابِ یک رئیس دولتِ موقتِ تکنوکرات، بی‌طرف، و کم‌تنش
  • واداشتنِ بلوک‌های متضاد به توافق بر سر گزینه‌ای میانه و اجرایی
  • بستنِ راهِ ورودِ چهره‌های افراطی یا شدیداً جناحی
  • تبدیلِ رأی به شخص، به رأی به «شخص + برنامهٔ حکمرانی + کابینه»

متن کامل پروتکل

متن تفصیلیِ این پروتکل شامل شرایط نامزدی، منطقِ دو محور، قواعد رأی‌گیری، فیلترهای حذف، نحوهٔ انتخابِ رئیس منتخب، و ترتیباتِ رأی اعتماد به کابینه است.

بخش بعدی

بعد از ساختنِ ائتلاف گذار، پرسش بعدی این است: این قدرت چگونه مهار می‌شود؟

بخش دوم به هستهٔ سختِ نظامِ گذار می‌پردازد: قانون پایهٔ گذار، قانون ادارهٔ موقت کشور، و قانون مجمع عالی سیاسی گذار. یعنی همان جایی که مرزهای قدرت، نسبتِ سیاست و اجرا، و محدودیت‌های دولت موقت روشن می‌شوند تا گذار از همان آغاز در معرضِ مصادره و بی‌ثباتی قرار نگیرد.