در این قانون، مشارکت صرفاً یک اصلِ اخلاقی نیست. هر سازوکار بهگونهای طراحی شده که مطالباتِ شهروندان و گروهها بتواند واردِ فرآیند شود و نهادِ رسمیِ نگارش نتواند بهسادگی از کنارِ آن عبور کند.
سازوکار ۱
سامانهٔ صدای جمعی
یک بسترِ رسمی و امن ایجاد میشود تا شهروندان، گروهها، و تشکلها بتوانند پیشنهادهای مشخصِ خود را ثبت و پشتیبانی کنند.
اگر این سازوکار نباشد
- ورودِ مطالباتِ عمومی به فرآیند، به مناسباتِ غیررسمی، رسانهای، یا رابطهای وابسته میماند
- فقط صداهایی شنیده میشوند که از قبل بلندتر، نزدیکتر، یا سازمانیافتهترند
- مشارکتِ عمومی به یک شعارِ تزئینی تقلیل پیدا میکند
سازوکار ۲
آستانهٔ امضا و پاسخگوییِ الزامی
اگر یک پیشنهاد به حدنصابِ مشخصی از حمایت برسد، مجمعها دیگر نمیتوانند آن را نادیده بگیرند و باید بهصورتِ رسمی، عمومی، و مستدل پاسخ بدهند.
اگر این سازوکار نباشد
- مجمعها میتوانند هر مطالبهٔ ناهمسو با ترجیحاتِ خود را بیهزینه کنار بگذارند
- پیشنهادهای عمومی به انبوهی از متنهای بیاثر تبدیل میشوند
- هیچ فشارِ نهادی برای شنیدن و پاسخ دادن به جامعه وجود نخواهد داشت
سازوکار ۳
تفکیکِ ملی و استانی
سازوکار مشارکت فقط در سطح ملی طراحی نشده، بلکه امکانِ طرح و پیگیریِ مطالباتِ استانی و محلی نیز در آن پیشبینی شده است.
اگر این سازوکار نباشد
- مطالباتِ مناطق و پیرامون در دلِ پیشنهادهای ملی حل یا حذف میشوند
- فشارِ مؤثر برای شنیده شدنِ مسائلِ محلی شکل نمیگیرد
- ساختارِ مشارکت نیز ناخودآگاه به بازتولیدِ مرکزگرایی منجر میشود
سازوکار ۴
امضای امن و راستیآزماییِ موازی
امضاهای شهروندی باید هم معتبر و یکتا باشند و هم در برابرِ سانسور، حذف، یا دستکاری مقاوم بمانند؛ به همین دلیل، سازوکارِ احرازِ هویت و نظارتِ موازی بر دادهها پیشبینی میشود.
اگر این سازوکار نباشد
- میتوان مشارکتِ مردمی را با ادعای جعلی بودن، رباتیک بودن، یا نامعتبر بودن بیاثر کرد
- دولت یا مجریان میتوانند برخی مطالبات را حذف یا تضعیف کنند
- اعتماد به خودِ سامانهٔ مشارکت از درون فرو میریزد